ویانای نازمویانای نازم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره
وبلاگ ویانا جونوبلاگ ویانا جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

ویانا کوشولو دومین فرشته ی مامان بابا

پرنسس 7ماه و 20روزه ام

1393/6/20 11:10
نویسنده : مامان محبوبه
590 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به هلوی خوشمزه و خوجل مامان که روز به روز شیرین تر و خوردنی تر میشه بوس

امروز اومدم یه سری از عکسای جدید این روزات رو بزارمآرام

゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字دوستت دارم مـــــــــــاه کوچولو゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字      bfly33.gif


اینجا نفس مامان داره هندونه میخوره که اینقدر شاد و شنگولهخندونک

هندودنه ی مامان

ای جونم ببین چجوری لباساتو خیس کردی با این هندونه خوردن با مزت

جو جو هندونه ای

جونم ملوسکم

جوجو میشینه

نانازی

عشقـــــــــــــــــم

نفس مامان عاشق ِ پودر کردن بیسکوییتهخندونک

بیسکوییت مامان

شیطونک مامان

مامان عاشق این پاهای توپولوی بیسکوییتیهبغل

پا بیسکوییتی:)

وقتی با خاله مریم تنهایی و من بیرونممحبت

جونم

جونم

چشم قلمبه:-[)

عمرم

 عکسای داغ ِعروسک ناناز و خوجلم(دیروز)

قرتی خانوم

نفسم

قلب من

عشقولانه ی خواهر و برادری

(タイトルなし) のデコメ絵文字الهی دورتون بگردم میمیرم براتون جونمو میدم براتون(タイトルなし) のデコメ絵文字

دانیالم حرصش در اومده دندوناشو رو هم فشار میدهخنده

نفسای من:-*

خدایا ! از این که می بینم بزرگی چون تو ، همواره مرا زیر نظر دارد و هرگز فراموشم

نمی کند ، سخت به خود می بالم .

خدایا ! با این که گناه کرده ام ، ناسپاسی نموده ام ، حتی گاهی از رحمت بی کرانت نا

 امید شده ام و بنده خوبی برایت نبوده ام ، اما تو مهربان هر زمان که درمانده از همه

چیز و همه کس شده ام ، باز هم با آغوش باز پذیرایم بوده ای و در نهایت بزرگواری ، حمایتم کرده ای !


به راستی ای پروردگار زیبا و مهربان در برابر این همه لطف و بخشندگی تو ، چه می توانم بگویم ؟
این همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم ؟bfly31.gif

پسندها (12)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (34)

سحرمامی آرتین
20 شهریور 93 15:30
ای جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان چقدر خوردنی شدی شماجیگر خاله فداش بشه قربون اون خنده هات وعشقولانه های خواهربرادریتون ...
مامان ماریا
20 شهریور 93 21:27
ووووووووووووووووووووووووش جیگره اون پاهای خوشگلت لاک صورتی زدی
✿دختربهاری✿
21 شهریور 93 1:37
مامان جووووونتون چه پستای طولانی میذارن چند موضوع در یک پست خوووووبببببب حالا باید در مورد کدومشون نظر بدممممممم؟؟؟؟؟؟ . . . . . . . . هندونه نوش جوووووونت عزیزم فقط بی زحمت به مامی جونت بگو یه ظرف بگیره زیر ارنجت که اب هندونه ها حروم نشه
مهزاد مامان عرفان
21 شهریور 93 8:05
سلام عزيزم ماشالله چه خانومي شده وياناجون. عزيزم براش اسفند دود كن. خاله جوني كچلي خيلي بهت مياد چن تپلي عزيزم ندزدنت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
parisa
21 شهریور 93 12:00
جووووووووون
مامان نی نی کوچولو
21 شهریور 93 21:34
سلام سلام هلوی خوشمزه ی خالهالهی خاله جونم تو چقدر بامزه شدیوای خدا هندونه خوردنشو نگاه کن آخه خوشمزه تو نمیگی من از این مانیتور میام و هامت میکنم هندنه ی شیرین خالهخنده هاتو قربون نفس خانم ،چشماتو قربون ناناز خانمالهی من قربون هردوتاییتون برم که هروقت من شما را دیدم یاد بچه گی های خودم و داداشیم افتادمآخه مامانی چرا با احساسات من بازی میکنینمن الان میام هردوتای اینارو یه لقمه ی چپشون میکنم.اتفاقعا الان گرسنه ام هم هست دیگه بدتر..دوستتون دارم عسلی های خاله خداوند شما دوتارا برای مامانی و بابایی سالم نگاه داره همیشه با هم با محبت و شاد باشین انشاالله
مامان مهدیه
22 شهریور 93 1:56
سلام محبوبه جونم خوبی عزیزم؟ الان من دلم هندونه خواست. چه کنم؟؟؟؟ هندونه هم نداریم تازه بیسکوئیت پودر شده هم دلم خواست خدا رو شکر اینو داریم.پای بیسکوئیتی ویانا رو هم دلم خواست. چه کنم؟؟؟ اون لپ های ناز و توپولو شم دلم خواست. این یکیو چه کنم؟ اصلا من برم تا دلم بقیه چیزها رو نخواسته. دوستووووو ن دارم. بووووووووووووووووووووووس
امیررضا وآماندا ومامانی
22 شهریور 93 2:04
عزیزم من عاشق این عکس دو نفره دانیال و ویانا جون شدم خیلی نازن
محبوبه مامان الینا
22 شهریور 93 7:49
ینی واقعا خوردنی و بیسکویتی هست این دختر ماشاله هزار ماشاله خدا حفظشون کنه
نیکــو
22 شهریور 93 13:02
عزیزم تلگرافت و چک کن لطفا
ونوس
22 شهریور 93 15:19
ای جانم چه شیرینه این خانوم طلا گل پسرت هم ماشلا بزرگ شده ببوس جیگرارو از طرف من
مينا مامان اميرعلي
22 شهریور 93 16:19
ماشالله چقدر بزرگ شده يه اسپندي دود كن مامانيش از طرف من ببوسش دقيقا از كي تونست خودش تنهايي بشينه
مامان نازنین زهرا
22 شهریور 93 18:10
آفرین به این خواهر برادر دختر شما هم که مثل قدیمای دخترمن پر موه،وجالب اینکه تل هم بهش میزنینواتفاقا من هم میزدم
خاله جونی
23 شهریور 93 11:50
ببخشید نفسم بستری شدم از بیمارستان برگشتم سر میزنم
مامان عليرضا
23 شهریور 93 14:44
اول سلام دوست جون خودم بعدش الهی من قربون این دختر ماه و نازنین برم که عکساش یکی از یکی دیگه قشنگ ترهاگه الان پیش خاله بودی کلی میچلوندمت خوشمل با طعم هندونه قربونت بره خاله که تو هم مثل علیرضا خرد کنی و این وظیفه رو خیلی قشنگ انجام میدی کلی دوست دارم عزیزم دل خاله این عکس آخریتونم که حسابی عاشق ترم کرد.کلی هر دوتا تونو میبوسم
مامان زهرا
23 شهریور 93 18:45
خدا نگهشون داره ماشا الله اخه نمیگید من دلم میسوزه دخترت دلبری میکنه منم دخمل میخوام
مينا مامان اميرعلي
23 شهریور 93 23:18
الهي................ ماماني گل من وقتي براي بار اول اومدم اينجا شما عكساي چهل روزگيش رو گذاشته بودي و اميرعلي من بدنيا نيومده بود ولي ببين حالا دخترت خانومي شده واسه خودش ماشاا...
مامان محبوبه
پاسخ
الهی ای جانم آره مینا جون دقیقا یادمه اولین باری که اومدی گفتی نی نیه من 2ماه از نی نی شما کوچیکترهای خدا چقدر زمان زود میگذرهبجای من ببوس امیر علی نازمو
مامان دانیال&ویانا
24 شهریور 93 14:04
سلام به دوستای مهربونم کامنتای قشنگتون به دستم رسیده تا اولی رو تایید کردم دخملی بیدار شده انشالا سر فرصت تایید میکنم و بهتون سر میزنم دوستتون دارم خیلی زیااااااااااااااد
رز
24 شهریور 93 15:14
من از عید سال به اینطرف دارم وبلاگ رو دنبال میکنم هر روززززززززززززززززززززززززز داره شیرینتر میشه کاش ما هم یه خواهر به ین نانازی داششتیم
ارشیا
24 شهریور 93 16:22
سلام نازچشاش دخمل من هم 4ماهشه
مامانی بهار
24 شهریور 93 16:46
به به عجب عکسهای جیگری خوشمل خاله خوبیییییی قربونت بشم عزیزمموهای عزیزم در اومده وااااااااااااااااای
مامان علی
26 شهریور 93 16:51
سلام عزیزکای من وای که من این عروسک هندونه خور وباید بدزدمش واسه خودم بس که شیرین وخوردنی.ماشالله خنده هاشوببین عکس دونفرشون خیلی قشنگ شده.دنی جونی خیلی خوشکل افتاده جیگرها روببوس عزیزم
ندا
27 شهریور 93 19:43
سلام جیگرای من من باهاتون قهرم چرا به وب من نمیایییییییییییید
مامان هانا و آریا
28 شهریور 93 1:21
ویانا جونم داری روزبروز خانوم تر میشی عزیزم
قاصدک
29 شهریور 93 1:47
ای جونم ببین چجوری هندونه میخوره.مانیم عاشق هندونه و بستنی. تو گلوش نمیپره؟ من از ترس پریدن تو گلوش بهش نمیدم آبش هندونه میدم. من خیلی خیلی ویانا رو دوست دارم حتما از طرف من و مانی ببوسش. عزیزم توی گهواره میزاشتمش ولی الان که بزرگ شده توی گهواره بلند میشه میشینه برای همین جمعش کردم
دختر آسموني
29 شهریور 93 13:15
حواست هست یک تابستان دیگر هم گذشت ......... ، حالا باید دوباره دل خوش کنیم به آمدن پاییز،یک پاییز خوشرنگ ،به پاییزی که دلت نگیرد و غروبش غم نداشته باشد ...................... توی کوچه و پس کوچه هایش بغض. نباشد ..............، پاییزی که مهر و آبان و آذرش تو را یاد هیچ خاطره خیسی نیاندازد .... یک پاییز دوست داشتنی که شاید مال من و تو باشد،میمانیم به امید پاییزی كه نه از فاصله خبری باشد نه ازدرد. نه از زخم نه از جنگ نه از فقر،به امید پاییزی که وقتی به آخر رسید جوجه ای از جوجه هایمان کم نشده باشد.... به اميد صلح.. به اميد عشق.... به اميد شیرین ترین لبخند ها....
مامان امیرصدرا
30 شهریور 93 15:45
ماشالله چه خوشگل شدن خیلی بامزه میخندی چرا حرصت در بیاد دانیال جان
خاله محمدطاها
1 مهر 93 21:47
الهی خاله قربونش بره انقدر جیگر هندونه میخوره اگه پیشه من بودم خودم میخوردمت
فرزانه مامان آرین مهر
2 مهر 93 6:19
سلام عزیزم ماشالله چقدر ویانا جون نانازی شده قربونش برم قرتی خانمو از الان به ناخنای پاش لاک زدی
مونا
2 مهر 93 13:55
سلام عزیزم فدای این دختر خوجل برم من مامانی اسپند دود کن واسه ویانا جون و اقا دانیال
مامان نازدونه ها
2 مهر 93 20:53
عمه سارا
5 مهر 93 17:22
سلام عزیزم بچه نازی دارین ماشالله من عمه سارا هستم عمه دوقلو های افسانه ای حالا برای بچه عموای دقلو های نازمون وبلاگ درست کردیم اونو هم خودم مدیریت میکنم حتما سر بزنید خوشحال میشیم کامنت هم بزارین راستی یادتون نره وب بچه عموای دقلوا رو هم لینک کنین ... آدرس وب : asal-hoseinsharifi.blogfa.com ممنونم عزیزم ...
مامانه امیر صدرا
6 مهر 93 14:27
سلام حالتون خوبه کجایی ؟
مامان صفورا
8 مهر 93 2:05
سلام چه نازن این گلای زندگیت عزیزم قربون هندونه خوردن عسلی خانوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووومم بم من خدایا شکرت